هم افزایی نظری

هم افزایی نظری

هم افزایی نظری ، هم‌افزایی نظری (Theoretical Contribution) سهمی است که یک پژوهش در افزایش دانش و گستره شناخت پیرامون پدیده مورد مطالعه به خود اختصاص می‌دهد. این مفهوم به میزان زیادی به مفهوم نوآوری پژوهش نزدیک است اما مترادف آن نیست.

زمانیکه پژوهشی انجام می‌شود بسیار کلیدی است که معرفت و شناختی در زمینه موردمطالعه به دانش موجود اضافه شود. پژوهشگران باید سهمی را که پژوهش آنها در گسترش دانش و معرفت ایفا می‌کند به‌درستی مشخص کنند. هرچه این سهم بیشتر باشد جنبه نوآوری پژوهش نیز بیشتر خواهد بود. البته این گزاره به صورت عکس نیز صادق است یعنی هرچه نگاه نوآورانه پژوهش بیشتر باشد سهم پژوهش در گسترش دانش نیز بیشتر خواهد شد.

هم افزایی نظری
هم افزایی نظری – تزیسمی

فهرست مطالب

هم‌افزایی نظری چیست؟

هم افزایی نظری (Theoretical Contribution)، فرآیندی است مبتنی بر توسعه و پیشرفت تئوری در نظریه موجود با برخی منطق ها و واقعیت ها است. این پژوهش با مرور روایی ادبیات، بر برخی پرسش‌های مربوط به مشارکت نظری و پاسخ‌های آن‌ها متمرکز شده است. هم افزایی نظری مفهوم جدیدی در علوم مدیریت نیست. زیرا رشته علم مدیریت با روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و بسیاری از رشته های دیگر مرتبط است.

بنابراین، این پدیده چند رشته ای است که اهمیت نظریه و سهم آن را افزایش می دهد. با این حال، در عین حال، هم افزایی نظری کار چندان آسانی نیست زیرا به تلاش بیش از حد نیاز دارد. علاوه بر این، هیچ اقدام خاصی برای رسیدن به نظریه وجود ندارد. خیر، هیچ دستورالعمل مناسبی برای توسعه نظری به یک محقق ارائه شده است. بنابراین، فقدان دانش و تخصص برای توسعه تئوری، محدودیت های اصلی در مشارکت نظری است.

ضرورت استفاده از هم افزایی نظری

یکی از بزرگترین نقاط ضعف در تحقیق کیفی و تحقیق کمی که به راحتی قابل بهبود است، هم افزایی نظری بیشتر در مطالعات تجربی است. تنظیم یک مطالعه به گونه ای که کمکی نظری به ادبیات موجود داشته باشد، سنگ بنای تحقیقات تجربی است. این برای کاهش اهمیت رویه‌ها، اندازه‌گیری و تجزیه و تحلیل خوب نیست. با این حال، اگر سهم نظری یک مطالعه از قبل به خوبی ثابت نشده باشد، کیفیت مراحل بعدی بی‌ربط است.

به عنوان مثال در یک تحلیل کیفی به روش فراترکیب، مشخص شود که یک موضوع چرا با این تکنیک می تواند به هدف برسد و چرا این موضوع با بررسی اسناد بار علمی دارد. در یک تحلیل آینده پژوهی، سازگاری سناریو شبیه به روند هم افزایی است. ترکیب مقوله ها در تحلیل متوازن تأثیر متقابل باید منطقی باشد که بتواند بار علمی آینده پژوهی را نشان دهد.

مفهوم هم افزایی

هم افزایی یا کانتریبوشن (Contribution)، افزودن به دانش یا درک ما از موضوع مورد علاقه در جامعه دانشگاهی است. در یک مفهوم کلی، تحقیق در مورد درک چگونگی کارکرد جهان است. محققان از حوزه‌ها و زیرشاخه‌های مختلف بر درک نحوه عملکرد بخش کوچکی از جهان تمرکز می‌کنند.
از این رو، محققان به دانش ما در مورد پدیده های مرتبط می افزایند. هدف تحقیقات علمی کشف دانش جدید و به عبارتی دیگر هم افزایی نظری است. با شناسایی یک کمبود یا شکاف در دانش ما (دانش آرشیو شده در ادبیات علمی)، هم بر نیاز به کشف دانش و هم بر سهمی که قصد دارید در مقاله خود داشته باشید تأکید می کنید.
اگر به این موضوع به صورت هم افزایی نظری به طور موثر پرداخته نشود، مقاله بدون توجه به کیفیت روش شناختی مطالعه ای که گزارش می شود ضعیف خواهد بود. محققان اغلب زمان بسیار کمی را صرف توسعه هم افزایی نظری مطالعات خود می کنند، در حالی که تاکید زیادی بر گزارش یافته های مهم و شاخص های برازش مدل دارند.

مولفه های هم افزایی نظری

پاسخ به سوالات اساسی، ریشه خلاقیت و توسعه نظریه جدید و هم افزایی نظری است. سه مقوله ۱-چه و چگونه، ۲-چرا و ۳-چه زمانی، چه کسی و کجا در بیان تئوری هم افزایی نظری را مشخص می کند:

چه و چگونه (What and How)

در اصل، می توان به سادگی با افزودن یا کم کردن عوامل (Whats) از یک مدل موجود، هم افزایی نظری مهمی داشت، اما این فرآیند به ندرت نظر بازبینان را راضی می کند. یک راه برای نشان دادن ارزش یک تغییر پیشنهادی در فهرستی از عوامل، شناسایی این است که چگونه این تغییر بر روابط پذیرفته شده بین متغیرها (Hows) تأثیر می گذارد. همانطور که فهرستی از متغیرها یک نظریه را تشکیل نمی دهد، افزودن یک متغیر جدید به فهرست موجود نیز نباید به عنوان یک هم‌افزایی نظری اشتباه گرفته شود.
روابط حوزه تئوری هستند. بنابراین، بینش‌های نظری و هم‌افزایی نظری از نشان دادن اینکه چگونه افزودن یک متغیر جدید به طور قابل‌توجهی درک ما از پدیده‌ها را با سازماندهی مجدد نقشه‌های علّی خود تغییر می‌دهد، به دست می‌آید.

چرا (Why)

این احتمالاً پربارترین و در عین حال دشوارترین راه هم افزایی نظری است. این شامل شناسایی میانجی‌ها و تعدیل‌کننده‌ها می‌شود که می‌توانند نه تنها مکانیسم تأثیر، بلکه شرایط مرزی را نیز توضیح دهند. چرا توضیح می دهد، استدلال ارائه می دهد.
استفاده از یک نظریه در هم افزایی نظری برای توضیح روابط بین متغیرها در جایی که هیچ تحقیق تجربی وجود نداشته است، به عنوان مثال استفاده از دیدگاه مبتنی بر دانش برای توضیح اینکه چگونه رهبری کارآفرینی بر فرآیندهای مدیریت دانش تأثیر می گذارد.

چه کسی، چه زمانی، کجا (Who, When, Where)

به طور کلی، اشاره به محدودیت‌ها در مفاهیم فعلی دامنه کاربرد یک نظریه کافی و ایجاد هم افزایی نظری نیست. به عنوان مثال عدم به کارگیری یک عامل خاص در یک زمینه/محیط کافی نیست، نظریه پردازان باید بدانند چرا این ناهنجاری وجود دارد، تا بتوانند نحوه و چگونگی را در مدل برای تطبیق با این اطلاعات جدید تجدید نظر کنند.

رسیدن به هم افزایی نظری

در طول این مقاله به سؤالات مختلفی در مورد هم افزایی نظری پرداخته شده است که راهنمای جامعی را برای محققان فراهم می کند تا در حین توسعه و مشارکت تئوری در نظر بگیرند. اگر بتوان مشخص کرد که یک تحقیق علمی، چه دانش جدیدی اضافه می کند، یعنی تحقیق هم‌افزایی نظری دارد. این دستورالعمل ها همچنین باعث کاهش سوء تفاهم در مورد سهم نظریه پردازی می شود. اجرای این مطالعه در طول توسعه نظریه یا مشارکت، بهره وری و شانس انتشار مقالات نظری در مجلات مرتبط با نظریه را افزایش می دهد.

انواع هم افزایی چیست؟

علاوه بر ادغام با یک شرکت دیگر، یک شرکت ممکن است با ترکیب محصولات یا بازارها نیز سینرژی ایجاد کند. به عنوان مثال، یک کسب‌وکار خرده فروشی که لباس مجلسی می‌فروشد، می‌تواند برای افزایش درآمد خود فروش محصولات زیتنی مانند جواهرات یا کیف را هم به کالاها و کارهای خود اضافه کند.

نکته: این اتفاق می‌تواند منفی نیز باشد. سینرژی منفی زمانی اتفاق می‌افتد که ارزش واحدهای ترکیبی کم‌تر از ارزش هر واحد به طور مستقل باشد. این شرایط می‌تواند زمانی حاصل شود که شرکت‌های ادغام شده مشکلاتی نظیر تفاوت زیاد در سبک های رهبری و فرهنگ سازمانی داشته‌باشند.

علاوه بر این‌ها یک شرکت می‌تواند با تشکیل کارگروه‌های میان‌رشته‌ای که در آن هر یک از اعضای تیم مجموعه مهارت یا تجارب منحصربه‌فردی را ارائه می‌دهند، به سینرژی دست یابد. برای مثال تیم توسعه‌ی محصول می‌تواند متشکل از بازاریابان، تحلیل‌گران و کارشناسان تحقیق و توسعه (R&D) باشد.

تشکیل این تیم باعث خواهد شد كه ظرفیت و گردش کار افزایش يابد و در نهایت محصولی طراحی شود که نسبت به انجام کارهای افراد به شکل انفرادی و جداگانه‌ نتیجه‌ای بهتر را ارائه می‌دهند.

هم افزایی چه اهداف و نتایجی را دنبال می‌کند؟

ادغام و مالکیت با هدف بهبود عملکرد مالی شرکت سهامداران انجام می‌شود. دو کسب‌وکار می‌توانند ادغام شوند تا یک شرکت را تشکیل دهند و قادر به دستیابی به درآمد بیشتر باشند، یا شرکتی ایجاد کنند که بتواند فرایندهای اضافی را حذف یا ساده‌سازی کند و درنتیجه، هزینه‌ها را کاهش دهد.

بنابر این اصل، هم افزایی بالقوه در طول فرایند ادغام و مالکیت بررسی می‌شود. اگر دو شرکت بتوانند با هم ادغام شوند تا سود و بازده بیشتری داشته‌باشند، نتیجه‌ی آن ادغام سینرژی خوانده می‌شود.

اگر قیمت سهام پس از ادغام شرکت به دلیل اثر سینرژی افزایش یابد، سهامداران سود خواهند برد. سینرژی مورد انتظار حاصل از ادغام را می‌توان به عوامل مختلفی از جمله افزایش درآمد، ترکیب استعدادها و فناوری‌ها و نیز کاهش هزینه در سازمان نسبت داد. حال که با معنی سینرژی آشنا شدیم، در بخش بعد نیز شرح می‌دهیم انواع Synergy چیست.

هم افزایی پدیده‌ای مثبت است یا منفی؟

هم افزایی به طور کلی، مثبت است. مورد انتظار است که تلاش‌های ترکیبی دو یا چند شرکت بیشتر از مجموع آن اجزا به طور مستقل باشد. با این حال، اگرچه ممکن است هدف تجاری شرکت‌ها از پیوستن نیروها دستیابی به هم افزایی باشد، اما نتیجه‌ی نهایی اغلب فاقد سینرژی است و این تلاش‌ها را به هدر می‌دهد

هم افزایی در چه زمینه‌هایی محقق می‌شود؟

سینرژی اصولا در سه حوزه‌ی درآمدی، هزینه‌ای و مالی تحقق می‌یابد. هم افزایی درآمدی، افزایش درآمد برای طرفین را به دنبال دارد. سینرژی هزینه منجر به کاهش هزینه‌ها می‌شود و سینرژی مالی بهبود کلی امور مالی، مانند نرخ بهره‌ی پایین‌تر بدهی‌ها را به ارمغان می‌آورد.

هم افزایی نظری
هم افزایی نظری – تزیسمی

هم افزایی محل کار چیست؟

سینرژی در محل کار زمانی اتفاق می‌افتد که کارمندان برای ایجاد تجربه‌ی کاری پربازده‌تر با یک‌دیگر همکاری ‌کنند. این حالت می‌تواند شامل حوزه‌هایی مانند بازخورد، اهداف مشخص و دقیق، پاداش مبتنی بر عملکرد و یا کار تیمی کلی برای مقابله با مشکلاتی باشد که انجام آن‌ها با همکاری یک‌دیگر تاثیرگذارتر از انجام آن به‌تنهایی باشد.

در چه صورتی هم افزایی ایجاد می‌شود؟

گفتیم که هر فعالیت دسته جمعی که نتایج معمولی یا پایین دارند، سینرژی محسوب نمی‌شوند. اما اگر تلاش جمعی به نتایج تصاعدی بینجامد که هیچ یک از اعضا به تنهایی قادر به انجام آن نباشند، هم افزایی کاملی رخ داده است.

قطعاً در ایجاد یک نتیجه‌ی تصاعدی در کارهای تیمی و کار گروهی، باید عوامل نیروبخش و انگیزاننده‌ای وجود داشته باشد تا آن‌ها را به طرف ایجاد هم افزایی سوق دهد. بنابراین، انگیزاننده‌های هم افزایی، می‌توانند به قرار زیر باشند:

اهداف مشترک بین اعضا

تصور کنید که یک مجموعه ورزشی بخواهد به سهمیه حضور در المپیک دست پیدا کند. حالا چند نفر از اعضای مجموعه، علاقه‌ای به بازی در سطح جهانی نداشته باشند. آیا چنین گروهی می‌تواند هم افزایی را به کار بگیرد؟! شاید بتوانند کار گروهی خوبی ارائه دهند، اما به هم‌افزایی نمی‌رسند.

چون برخی از اعضای تیم، با دیگران هم‌هدف نیستند. حالا تصور کنید که سه شریک کاری که با هم یک واحد تولیدی را راه‌اندازی کرده‌اند، می‌خواهند سهم بزرگی از بازار را نصیب خود کنند. آیا موفق می‌شوند؟ بلی موفق می‌شوند و هم افزایی آن‌ها نتیجه بزرگی را در پی خواهد داشت؛‌ چراکه هدف اصلی هرسه شریک، دستیابی به سهم بیشتر بازار است.

هویت ارزشی مشترک بین اعضا

جدا از هدف مشترک، هویت ارزشی هم بر ایجاد هم‌ افزایی نقش دارد. برای مثال، در یک کارگاه تولیدی مبلمان که قرار است ۱۰۰ دست مبل را تا دو ماه دیگر تمام کنند، ۱۰ نفر مشغول به کار هستند که برخی‌ها ایرانی‌الاصل و برخی‌ها هم غیر ایرانی هستند. این افراد ارزش‌های مذهبی، فرهنگی و اخلاقی متفاوتی داشته و در محیط کار اکثراً با هم بر و بحث می‌کنند.

آن ها از کار کردن کنار همدیگر راضی نیستند و فعالیت مشترک خود را از روی اجبار می‌دانند. پس همکاری آن‌ها تنها یک کار گروهی است و به احتمال زیاد، پتانسیل ایجاد نتایج قابل توجه هم افزایی را کسب نخواهند کرد.

توانایی تعامل گروهی بالا

ارتباط و تعامل بین اعضا در یک گروه یا تیم و داشتن استراتژی مدیریتی نیز بر ایجاد سینرژی نقش دارد. برخی از افراد بهتر می‌توانند با اعضای تیم‌شان رفتار کنند. اما برخی‌ها تک رویی را بیشتر دوست دارند. پس اینکه تمام اعضا بتوانند با هم تعامل خوبی داشته باشند، قطعاً نتیجه نهایی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

نظم گروهی

برخی از گروه‌های کاری یا غیرکاری، نظم گروهی بالایی دارند. اما برخی از گروه‌ها به اندازه کافی منظم نبوده و کثراً آشفته هستند. اگر یک استراتژیست وجود داشته باشد و به افزایش نظم اهمیت بدهد ، کارها با سرعت و دقت بالاتری انجام می‌شود. اما آشفتگی توان گروهی را کاهش داده و از بروز هم افزایی جلوگیری می‌کند.

تمایل به همکاری با دیگران

برخی از افراد، عاشق کارهای گروهی و تیمی هستند. آن‌ها این مهم را درک کرده‌اند که با قرار گرفتن در یک گروه، بازدهی بالاتری خواهند داشت. اما برخی دیگر از انسان‌ها روحیه متفاوتی داشته و همکاری با تیم را دوست ندارند. اگر تمام افراد یک جمع را افرادی تشکیل دهد که به کارهای تیمی تمایل داشته باشند، امکان ایجاد سینرژی بیشتر خواهند بود.

آیا به صورت فردی هم می‌توان از سینرژی استفاده کرد؟

با توجه به تعریف سینرژی که در این مطلب عنوان کردیم، این توان جمع شده‌ی افراد است که می‌تواند معنی هم افزایی را ایجاد کند. اما جدا از تعریف علمی و جامعی که برای این مفهوم وجود دارد، می‌توان تمرکز حواس بر روی یک نقطه را نیز یک سینرژی به حساب آورد.

به طوری که وقتی تمام حواس، انرژی، توجه و توان ما، فقط و فقط صرف انجام یک کار خاص شود، نتیجه انجام آن کار بسیار عالی‌تر از زمانی خواهد بود که توان، حواس، تمرکز و انرژی ما روی موضوعات مختلفی پخش شده باشد!

خلاصه و جمع‌بندی

شما باید بتوانید در مقاله علمی خود به صورت روشن و شفاف ایده پژوهشی خود را برای مخاطب توصیف کنید. این موضوع که در محیط های آکادمیک به عنوان کانتریبیوشن (Contribution) پژوهش شناخته می‌شود بیانگر میزان نوآوری و خلاقیت در پژوهش است. هرچه کانتریبیوشن یک پژوهش بالاتر باشد، میزان نوآوری در آن بالاتر بوده و مقاله منحصربه‌فردتر و کاربردی تر جلوه خواهد کرد. چنانچه مقالات چاپ شده در ژورنال‌های برتر در سال‌های گذشته را بررسی کنید متوجه خواهید شد تمامی این مقاله‌ها از سهم نظری بالایی برخوردار هستند. این یعنی این مقالات به موضوعات جدید و کاربردی در جامعه ارتباط دارند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *