نوشتن از یک پایان نامه نویس ارشد

نوشتن از یک پایان نامه نویس ارشد ، اکثر مردم فکر نمی کنند که نوشتن مقاله های درخواست کالج شما و نوشتن پایان نامه ارشد در کالج بسیار شبیه به هم هستند. با این حال، همانطور که من در حال نوشتن بر روی انجام پایان نامه خود بوده ام و به طور کلی در طول دوران تحصیلم در کالج فکر می کنم، از بسیاری جهات متوجه شده ام که آنها مشابه هستند.

هر دوی آنها به نوعی پایان یک دوره را نشان می دهند – دوران دبیرستان و زمان شما در کالج. این می تواند هیجان و نوستالژی زیادی را به همراه داشته باشد. اما همچنین می‌تواند شامل فشار زیادی نیز باشد، زیرا من نیز متوجه شده‌ام که استرس برنامه ریزی برای آینده را برای نوشتن درخواست/پایان‌نامه‌ام فشرده می‌کنم.

من هنوز در حال انجام پایان نامه خود هستم، اما در اینجا پنج نکته وجود دارد که فکر می کنم به خاطر سپردن آنها برای من مهم بوده و می تواند برای نوشتن مقاله های درخواست دانشگاه نیز مفید باشد!

نوشتن از یک پایان نامه نویس ارشد
نوشتن از یک پایان نامه نویس ارشد – تزیسمی

فهرست مطالب

پایان نامه نویسی چیست؟- انجام پایان نامه  ارشد

انجام پایان نامه بخش اصلی وظایف نوشتن کالج است. جمله پایان نامه ایده اصلی مقاله است. این شامل استدلال، بینش یا دیدگاه شما می شود که در یک یا دو جمله شکل گرفته است. دانستن هدف مقاله نه تنها برای مخاطب مفید است، بلکه برای نویسنده نیز مفید است. این به نویسنده کمک می کند تا کل موضوع را حول هدف اصلی مقاله بنویسد. بنابراین شما باید به خوبی بر مفاهیم پایان نامه تسلط داشته باشید تا آنها را به طور موثر بنویسید.

5 نکته نوشتن از یک پایان نامه نویس ارشد

1) در مورد چیزی که برای شما مهم است بنویسید

این خیلی مهمه! برای مثال، اگر مجبور هستید زمان مناسبی را صرف کار روی یک مقاله کنید، باید از صحبت کردن در مورد موضوع لذت ببرید. می‌دانم که اگر آن را معنی‌دار نمی‌دانستم، به‌طور باورنکردنی از تحقیق، نوشتن، و فکر کردن در مورد همین موضوع خسته می‌شدم. همچنین به هدف مقاله درخواست کالج مربوط می شود – برای اینکه افسران پذیرش شما را بشناسند! مهم است که به یاد داشته باشید که کالج ها نه تنها یک چهره به کلاس اضافه می کنند، بلکه یک عضو جامعه، یک هم اتاقی، یک دوست را نیز اضافه می کنند.

2) فقط شروع کنید!

گفتن این کار آسان‌تر از انجام پایان نامه آن است، اما در یک نقطه خاص، فقط باید وارد عمل شوید. انتظار برای شروع استرس را کاهش نمی‌دهد و مطمئناً شما را به پایان نزدیک‌تر نمی‌کند. وقتی فهمیدم که لازم نیست همه چیز را بفهمم تا اولین کلمات را بنویسم، شروع کردن را آسانتر کردم. با چیزی که می‌دانید شروع کنید یا فقط با ایده‌های آزاد در مورد موضوع شروع کنید، آنها مجبور نیستند به طور دائم در مقاله شما باشند. برای پایان‌نامه‌ام، می‌دانم که موضوعات مرتبطی وجود داشت که می‌توانم آن‌ها را از مقاله‌ی آموزشی دوره‌ی اول خود حمل کنم، بنابراین از آنها به‌عنوان نقطه‌ی پرش استفاده کردم، حتی نمی‌دانستم که آیا آنها در نسخه نهایی من خواهند بود یا خیر.

3) برنامه ریزی کنید

باز هم، این سخت است! برای همه متفاوت به نظر می رسد، اما من فکر می کنم پیدا کردن یک روال برای نوشتن حیاتی است. من واقعاً شروع به سرکوب انجام پایان نامه خود در تعطیلات زمستانی کردم و هدفم این بود که از 26 دسامبر هر روز روی آن کار کنم. روزهای زیادی بود که حداقل ویرایش‌ها یا برنامه‌ریزی/سازماندهی فکری انجام دادم، و روزهای زیادی بود که تحقیقات مفیدی را تکمیل کردم یا از نظر تعداد کلمات پیشرفت زیادی کردم. اما از آنجایی که من خودم را مجبور کردم هر روز کاری انجام دهم، حتی اگر زیاد نباشد، واقعاً به من کمک کرد که با انگیزه بمانم. در روزهایی که واقعاً نمی‌خواهید روی یک مقاله کار کنید، میل به شکستن رگه‌های نوشتاری («6 روز متوالی کار کرده‌ام، وای خیلی زیاد است. احساس غرور می‌کنم! آیا می‌خواهم برای متوقف کردن این رگه…؟»)، من را به ماندن در مسیر اختصاص داد.

4) متوجه باشید که هرگز “عالی” نخواهد بود، و این اشکالی ندارد!

نکته در مورد نوشتن این است که تا حدی همیشه ذهنی است. اگر یک نوشته را به چند نفر بدهید و از آنها نظر بخواهید، همه آنها نظرات متفاوتی به شما خواهند داد. البته، همه آنها ممکن است مفید باشند، اما گاهی اوقات ممکن است با یکدیگر تضاد داشته باشند. یا شاید آنها در مورد چیزی هستند که شما کاملاً مطمئن بودید که همانطور که می خواهید باشد. باید به خودت اعتماد کنی! “عالی” وجود ندارد زیرا برای هر فرد معنای متفاوتی خواهد داشت. حتی اگر شخصی بگوید باید چیزی را تغییر دهید، اگر با او موافق نیستید، نباید آن را تغییر دهید! در پایان روز، این نوشته شماست، پروژه شما، و در مورد مقاله های درخواست دانشگاه، اغلب داستان شماست.

5) از تغییر نترسید

اخیراً، پس از اینکه چیزی شبیه پیش‌نویس اول داشتم، مقدمه‌ام را دوباره می‌خواندم که بسیاری از چارچوب‌بندی/روش‌شناسی من را توضیح می‌داد. و متوجه شدم که فصل های بدن من در واقع بر مفهوم متفاوتی تکیه می کنند که در ابتدا قصد داشتم درباره آن بحث کنم. تنظیم این موضوع در مقدمه من نیاز به مقدار زیادی کار ظالمانه نیست، اگرچه باید تحقیقات بیشتری انجام دهم. اما من کمی ترسیده بودم. من باید عقب نشینی کنم! چیزهایی را که روی آنها سخت کار کرده بودم حذف کنید! قرار است تا الان همه چیز را فهمیده باشم، برای تغییرات خیلی دیر است! پیچیدگی داستان: نه، خیلی دیر نیست، و این نشان نمی دهد که کاری که قبلا انجام داده اید اتلاف وقت بوده است. این چیزی است که زیاد اتفاق می افتد. هنگامی که شروع به نوشتن می کنید و وارد جریانی می شوید، اغلب بعد از شروع کار، نکته اصلی خود را پیدا می کنید. تشخیص این تغییر و تمایل به انطباق، نشانه نویسنده خوبی است. کار قبلی بیهوده نبود، برای رساندن شما به محصول نهایی (حتی اگر در محصول نهایی نباشد) لازم بود.

امیدوارم برخی از این نکات مفید باشد. نوشتن آنها برای من مفید بوده است که در آخرین ماه (قطع) انجام پایان نامه هستم. و بگذارید شما را با دو نکته اصلی ترک کنم: به خودتان اعتماد کنید و معطل نکنید! ما این را داریم!

یک دیدگاه ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *